مدیریت استراتژیک به زبان ساده/ دانستن موضوع کلیدی که پیچیده نیست
چالش جدی مدیران: با وجود سالها تأکید بر مدیریت استراتژیک، بسیاری از کسبوکارها هنوز آن را در ساختار سازمان خود جدی نمیگیرند.

نویسنده : دکترعلی زنداکبری
استراتژیست و مدیر عالی کسب و کار
سالها است بحث مدیریت استراتژیک در کسب و کارها مطرح می شود اما در رویدادها و جلسات متعدد شاهد بی خبری و یا جدی نگرفتن این مطلب از سوی مدیران ارشد و البته صاحبان مهم بسیاری ازکسب و کارها از این مبحث کلیدی در ساختار شرکت ها یا سازمانهایشان هستم. گاهی این واژه دو کلمه ای در ذهن بسیاری از این افراد به طرز عجیبی پیچیده است به طوری که با بی حوصلگی با آن برخورد می کنند در حالیکه این مطلب ضروری بسیار ساده است تا آنجا که نگارنده تاکید دارد که این مطلب باید به صورت مستقل در دروس رده ابتدائی تدریس گردد و یا در مدارسی با عنوان “مدارس کسب و کار” از رده نونهالان و به صورت پایه ای و به عنوان رشته ای مستقل راه اندازی گردد.
نکته مهم در مدیریت استراتژیک توجه به تشکیل واحد یا معاونتی به نام مدیریت استراتژیک در سازمان یا شرکت است تا بر مبنای شاخص های آن کلیه واحدهای شرکت زیر نظارت این واحد و در راستای اهداف شرکت فعالیت نمایند تا نه بی نظمی به روال کار وارد شود، نه استرس و یا فشار مضاعفی بر مدیران وارد گردد و نه اضافه کاری بی موردی به کارکنان.
مدیریت استراتژیک چیست؟
مدیریت استراتژیک تلاشی سازمانیافته برای استفاده مؤثر از منابع شرکت است. این مدیریت شامل ارزیابی و سازماندهی مجدد منابع برای دستیابی به اهداف جدید است. این مدیریت مستلزم بررسی چشمانداز رقابتی، سازمان داخلی و استراتژیهای موجود یک شرکت یا سازمان است با هدف نهادینه کردن شیوههای جدید در سطح شرکت برای نتایج بهتر.

سبکهای کلیدی مدیریت در مدیریت استراتژیک
رهبران اغلب از استراتژیهای گذشته درس میگیرند و محیط فعلی را بررسی میکنند. مدیریت استراتژیک ممکن است شامل یک فرآیند تحلیلی باشد که در آن همه تهدیدها و فرصتها در نظر گرفته میشوند یا صرفاً اصول راهنمای جدید را به کار میگیرند.
مهارتها و شایستگیهای کارکنان، فرهنگ کسبوکار و ساختار سازمانی بر چگونگی دستیابی یک سازمان به اهداف خود تأثیر گذارند. شرکتهای انعطافپذیر ممکن است در یک محیط کسبوکار در حال تغییر، موفقیت را دشوار بیابند در حالیکه در واقع چنین نیست و ممکن است تنها موانع بین استراتژی و اجرا تشخیص اینکه آیا اهداف کسب و کار برآورده شدهاند را دشوار کند.
نکته مهمی که باید مد نظر قرار داد اینست که در حالی که مدیریت ارشد یک سازمان در نهایت مسئول استراتژی آن است، استراتژیها اغلب توسط اقدامات و ایدههای مدیران و کارمندان سطح پایینتر به وجود می آیند.
مراحل مدیریت استراتژیک: یک راهنمای دقیق
مدیریت استراتژیک به سازمانها کمک میکنند تا چشماندازها را به عمل تبدیل کنند تا در نتیجه آن به اهداف و مقاصد تجاری برسند، در این مقطع با دو رویکرد مواجهیم رویکرد تجویزی و توصیفی.
رویکرد تجویزی نحوه تدوین استراتژیها را شرح میدهد، در حالی که رویکرد توصیفی بر نحوه اجرای آنها تمرکز دارد. اکثر سازمانها عموماً از مجموعهای از مراحل پنجگانه ای پیروی میکنند که در بیشتر آنها پاسخگوی نیازشان بوده است، این مراحل عبارتند از:
تعیین هدف: اهداف روشن و واقعبینانهای برای بیان چشمانداز و شناسایی اهداف بلندمدت و کوتاهمدت تعیین می شود.
تحلیل استراتژیک: نیروهای داخلی و خارجی را با استفاده از ابزارهایی تحلیلی بررسی میکنند تا تأثیر آنها بر اهداف تجاری را درک کنند.
تدوین: استراتژیهایی را تدوین میکنند که نحوه دستیابی به اهداف و جلب حمایت ذینفعان کلیدی را مشخص میکنند.
اجرا: استراتژی تدوین شده با تخصیص منابع و تعریف نقشها و مسئولیتها اجرا میگردد.
تعیین موفقیت: اثربخشی استراتژیها را با استفاده از معیارهای تعریف شده ارزیابی میکنند و در صورت لزوم برای حفظ رقابتپذیری، آنها را تنظیم میکنند.

نمونههایی از مدیریت استراتژیک در عمل
در اینجا به دومثال ساده و کلی اکتفا می کنیم. یک شرکت بزرگ را در نظر بگیرید که میخواهد به نرخهای فروش آنلاین بیشتر و گسترده تری دست یابد. برای رسیدن به این هدف، شرکت یک استراتژی تدوین میکند، برنامه را ابلاغ میکند، آن را در واحدها و بخشهای مختلف به کار میگیرد، آن را با اهداف کارکنان ادغام و بر اساس آن اجرا میکند. اگر یک استراتژی مؤثر ایجاد شود، به شرکت کمک میکند تا از طریق یک فرآیند واحد و هماهنگ به اهداف خود دست یابد.
یا مثلا در موردی دیگر یک موسسه آموزشی فنی را تصور کنید که قصد دارد نرخ ثبت نام و فارغ التحصیلی را در طول سه سال افزایش دهد. هدف این است که بهترین ارزش را برای دانشجویان داشته باشد و درآمد را افزایش دهد. این مدرسه ممکن است امور مالی خود را ارزیابی کند تا کلاسهای درس با فناوری پیشرفته ایجاد کند و واجد شرایطترین مدرسان را استخدام کند. این موسسه آموزشی همچنین ممکن است منابعی را به بازاریابی و استخدام اختصاص دهد.
چرا مدیریت استراتژیک مهم است؟
مدیریت استراتژیک به عنوان یک حرکت رو به جلو و نوآورانه به یک کسب و کار اجازه میدهد تا زمینههای بهبود عملیاتی را تجزیه و تحلیل کند. ممکن است از یک فرآیند تحلیلی – شناسایی برای تهدیدها و فرصتهای خاص و منحصر به فرد برای کسب و کار پیروی نماید. یک شرکت ممکن است لزوما خود نقشه استراتژیک مستقل تهیه نکند و دستورالعملهای کلی مدیریت استراتژیک را که برای هر شرکتی اعمال میشود و موفقیت آمیز هم بوده است، انتخاب نماید.
عناصر کلیدی مدیریت استراتژیک چیست؟
مدیریت استراتژیک یک استراتژی یکسان برای همه نیست. با این حال، عناصر کلیدی وجود دارند که حیاتی هستند. این موارد شامل:
تعیین هدف، تحلیلهای صنعتی و سازمانی، شکلگیری استراتژی، اجرای استراتژی و اندازهگیری، نظارت و کنترل استراتژیها میشود.
چه تغییرات داخلی ممکن است در مدیریت استراتژیک اعمال شود؟
برخی از اقدامات عملی که شرکتها ممکن است برای اجرای برنامههای مدیریت استراتژیک خود انجام دهند شامل تنظیم مجدد منابع مالی و پرسنلی یا تغییر روشهای ایجاد، فروش و استقرار محصولات و خدمات است.
جمع بندی کلی
مدیریت استراتژیک شامل سازماندهی و مدیریت منابع برای دستیابی به اهداف و مقاصد خاص شرکت است. این امر میتواند برای انواع سازمانها، از جمله مشاغل، دانشگاهها و سازمانهای غیرانتفاعی مفید باشد. مراحل کلیدی در فرآیند مدیریت استراتژیک عبارتند از تعیین هدف، تحلیل استراتژیک، تدوین استراتژی، اجرا و ارزیابی موفقیت. مدیران استراتژیک با نظارت بر برنامهها و تضمین انعطافپذیری در پاسخ به محیط تجاری در حال تغییر، نقش مهمی ایفا میکنند. با این حال، توسعه مؤثر استراتژی نیاز به مشارکت همه سطوح سازمان، از جمله نظرات مدیران و کارمندان سطح پایینتر دارد.




