یادداشت/ خودکشی به سبک امارات؛ چرا امارات به سلسله تغییرات شتاب زده روی آورده است؟
تحلیل استراتژی امارات در خروج از اوپک؛ تلاش برای استقلال مالی و قدرت با اتحاد آمریکا/صهیونیستی، در حالی که جغرافیا و تقابل با ایران، اهداف این کشور را با چالش مواجه کرده است.

تحلیل استراتژی امارات در خروج از اوپک؛ تلاش برای استقلال مالی و قدرت با اتحاد آمریکا/صهیونیستی، در حالی که جغرافیا و تقابل با ایران، اهداف این کشور را با چالش مواجه کرده است.
نویسنده : دکترعلی زنداکبری
استراتژیست و مدیر عالی کسب وکار
خروج امارات عربی متحده از اوپک، اوپک پلاس و اواپک (سازمان کشورهای عرب صادر کننده نفت) تنها خروج از پیمان های سنتی انرژی نیست، البته که آنها مدتهاست در پی کسب استقلال مالی وبهره مندی حداکثری از امکانات خود در سطح بین المللی هستند. اما انتخاب زمانی برای جدا شدن از پیمانهای انرژی که یکی از ارکان آن بودند تمام حدس و گمانها در خصوص چرائی این اقدام و اهداف آنرا زیر سوال برده است. آن چیز که اماراتی ها همواره به دنبال آن بوده اند کسب قدرت از طریق ثروت فراوانی است که از آن بهره مند بوده اند قدرتی که می تواند سرزمین کم وسعت و کم جمعیت شان را از زیر بار نقاط ضعفی اینچنینی رهائی دهد. اما استراتژی های آنها برای جدائی از قدرت های همسایه و نزدیکی به قدرت های دیگر یک مشکل اساسی دارد : جغرافیا.
امارات که آمریکا و صهیونیست ها را برای اتحاد انتخاب کرده توجه زیادی به دوری جغرافیائی آمریکا از خود ندارد چراکه امید دارد که همچون غاصبان صهیونیست از حمایت صد در صدی آمریکا برخوردار باشد، غافل از اینکه آمریکا در ذات خود برای حمایت از هر کشوری به نژاد و دین آن کشور بیش از حد اهمیت می دهد لذا اهمیتی که به اسرائیلی ها می دهد هیچگاه شامل هیچ کشور دیگری نخواهد شد به یاد داشته باشیم بخش بزرگی از نظام آمریکا از صهیونیست های زیادی تشکیل شده است که اساسا نژاد پرستند و عرب های مسلمان را در باطن حمایت نمی کنند هرچند که قطعا برای به دست آوردن منافع لازم ویترین دوستی و حمایت صد در صدی را برای اماراتی ها خواهند ساخت.
از سوی دیگر اسرائیل نیز همچون امارات کشوری کوچک با جمعیتی کم است که سالهاست با قدرت پول نتوانسته است مقبولیت لازم را به دست آورد و اتحاد اسرائیل با آنها صرفا برای برقراری استراتژی تصرف براساس تصاحب سرزمین آنها همچون فلسطین است. لذا تله آمریکائی/صهیونیستی در حال بلعیدن کشوری است که روزگاری سودای برترین شدن در جهان را داشت.
تقابل با ایران و همکاری با جبهه متحد بر علیه ایران خیلی زود رویاهای این عرب نشین طماع را بر باد داد در حالیکه آنها هنوز بر قدرت جبهه صهیونیستی/آمریکائی اصرار دارند عملا تنگه هرمز راه صادرات آنها را بسته، زیر ساخت های مهمی را هم از دست داده اند و حالا با یک نمایش درصدد زنده کردن برندی هستند که امیدی بر آن نیست.
اشتباه عمیق راهبردی : پناه به دو شر اصلی جهان
عربستان برخلاف امارات به توصیه های ایران نگاه جدی تری داشت و با استراتژی عقلانی سعی با تعامل با ایران نمود و هرچند در پشت صحنه حمایت های خود را از متجاوزان آمریکائی/صهیونیستی انجام داد اما در ظاهر احترام ایران را حفظ و سعی در حداقل ضربه زدن به ایران نمود به همین علت تا حدودی اینقدر اطمینان مسئولان را جذب نمود که زائرین ایرانی در بحبوحه جنگ به مراسم حج بروند. تعامل با ایران از سوی عربستان حداقل ضربه را از سوی کشورمان نصیبشان کرد ضمن آنکه عربستان با پذیرش واسطه گری دو کشور مسلمان ترکیه و پاکستان به عنوان دو کشور صاحب نفوذ در اروپا از سوی ترکیه و دارای قدرت هسته ای از سوی پاکستان که هر دو نیز از لحاظ جغرافیائی در منطقه حضوری فعال دارند سعی در به ثمر نشستن تلاشهای بین المللی در منطقه هم نمود تا سویه ای دیگر از وجه مثلا صلح آمیز خود را به معرض نمایش بگذارد و از اینرو اقدام به مدیریت کلیه منافع خود نماید.
اما امارات در حماقتی محض به آغوش دو جریان شر، رژیم اشغالگر قدس و آمریکا پناه برد و حال که جبهه شرارت عملا در جنگ با ایران شکست خورده است امارات نیز علاوه بر سرشکستگی معنوی، دوستان منطقه ای خود را از دست داده ، سرمایه گذاران خود را فراری داده، هزینه های هنگفت را متحمل شده، دیگر به عنوان محلی مطمئن برای فعالیت اقتصادی به شمار نمی آید، علاوه بر زیان مالی باید نقش عابر بانک آمریکا و صهیونیست را ایفا کند و به عنوان برده، پذیرای دستورات جبهه شر گردد تمامی اینها در حالی است که سایر کشورهای درگیر جنگ و به اصطلاح دوست آنها خسارتی کمتر نسبت به امارات دیده و با رفتن امارات از پیمانهای نفتی مهم عملا به عنوان دشمنی اقتصادی و رقیب استراتژیک آنها تبدیل گشته است. حال دیگر مردم منطقه این کشور را به عنوان کشوری حقیر در دامان استکبار می بینند، مردم امارات به حکام خود دیگر اطمینان ندارند، امت اسلام امارات عربی متحده را کشوری خائن به دنیای اسلام و آرمان فلسطین می دانند.
لذا انتخاب شرکاء اقتصادی ضرر رسانی همچون امریکا و رژیم اشغالگرقدس جز ضرر حیثیتی، معنوی و مالی سودی برای امارات متحده عربی داشته است؟ آیا ادامه این راه جز نابودی حاصل دیگری برای امارات دارد؟
اشتباه محاسباتی بزرگ
ایران طی سال های گذشته بارها به امارات متحده عربی در خصوص فعالیت اطلاعاتی و امنیتی رژیم اشغالگر قدس در این کشور و بر علیه ایران هشدار داده بود. از سوی دیگر پایگاه های نظامی آمریکا در این کشور به فعالیت های گسترده ای روی آورده بودند که ایران در دیدارهای رسمی و غیر رسمی بارها نسبت به آن، با هدف طرح ریزی استراتژی نظامی علیه ایران در خاک امارات، هشدارهای لازم را داده بود. امارات اما بی توجه به هشدارهای ایران علاوه بر حضور در پیمان ابراهیم راه بازرگانان و شرکت های صهیونیستی را به کشورشان و در نتیجه به منطقه باز نمودند از سوی دیگر حضورامارات در پیمان ابراهیم نیز نادیده گرفتن فلسطینیان و تائید صهیونیست ها علیرغم جنایات آنها در فلسطین و لبنان بود، کار به جائی رسید که اعمالشان مورد تقبیح آیت الله شهید خامنه ای هم قرار گرفت، امارات اما با خود خواهی، استراتژی محاسباتی بزرگی را ذیل سه عنوان انجام داد:
-اطمینان به قدرت آمریکا در تمامی جوانب، که در عمل شکست خورد.
-دست کم گرفتن قدرت بالای نظامی ایران، که در عمل پیروز شد.
-عدم باور حمله ایران به امارات که باعث خوداغفالی آنان شد.
جنگی که مورد انتظار امارات نبود.
توهم قدرت بدون ضعف آمریکا نقطه اتکائی پوشالی برای کشورهای برده آمریکا بود، آنها به خیال عدم مقابله ایران با محور آمریکائی/صهیونیستی و سقوط نظام حکومتی کشور همان خیال ابلهانه صدام ملعون را در پیش گرفتند که سه روزه رویای فتح تهران را داشت با این تفاوت که این کشورها رویای فتح ایران را داشتند غافل از اینکه شهادت رهبر کشور تمامی معادلات و تفکرات استراتژیک کشور را در زمانی بسیار کم تغییر داد تا کشورهای جبهه شر در غافلگیری محض کشور خود را در آتش ببینند. علیرغم هشدار واضح قائد شهید به آمریکا و صهیونیسم مبنی بر آنکه این جنگ به جنگی منطقه ای مبدل خواهد شد، بازهم کشورهای عربی حوزه خلیج تا همیشه فارس در باورشان نمی گنجید که ایران چنین توانائی در برخورد با دشمن و از هر منظر چه در میدان و چه در خیابانها داشته باشند.
تسلط به شرایط، بازیابی نیروهای ساختاری، ترمیم مشکلات و اجرای استراتژی های عملگرا و ترکیبی نشان از قدرتی ورای تصور جهانیان و عملا اماراتیها بود واقعیتی که فقط یکراه برای آنها گذاشت: ادامه راه اشتباه قبلی!
خروج از سایه عربستان؟ بهانه مناسب غیر رسمی!
امارات سالهاست که از فشارها و بی احترامی های عربستان در رنج است و سعی بر آن دارد که خود را از سایه این کشور خارج کند لذا خروج خود ازمعاهده های نفتی را به این موضوع ربط می دهد اما یک نکته را فراموش کرده اند که در تمام این مدت از حمایت عربستان هم برخوردار بوده اند، چه مستقیم و چه غیر مستقیم از تولیدهای فصلی بالا در اوپک تا رای های مختلف در جوامع جهانی و… اینکه عربستان سالهاست افسار امارات و سایر کشورهای عرب منطقه را در دست دارد ناشی از استراتژیهای غلط حاکمان امارات است و لاغیر. بی شک آنها از این استثمار خودخواسته بهره برداریهای زیادی داشته اند اما حالا که به شدت اعتبارشان به علت شکست متحدانشان در برابر ایران آسیب دیده ناگزیر به اتخاذ تصمیماتی هستند که نشان دهنده به اصطلاح پویایی آنها درجهان باشد. لذا با خروج از سه سازمان پر اعتبار انرژی در جهان، یک هفته اسم خود را بر سر زبان ها انداختند تا دنیا از پشت صحنه معاملات غیر اخلاقی نظامی، اقتصادی و مالی آنها غافل باشند اما با هدف قرار گرفتن منطقه فجیره و آسیب دیدن محل دور زدن تنگه هرمز دوباره معادلات خود را به هم ریخته یافتند و اظهاراتشان بیشتر نشانه گیجی و استیصال است تا تصمیم های عاقلانه. تمامی اینها در حالی است که تولید امارات روزی سه و نیم میلیون بشکه است و با خروج این کشور از پیمانهای مزبور حداکثر به پنج تا پنج و نیم میلیون بشکه خواهد رسید ولی کشوری که تا قبل از جنگ زیر ساخت های لازم برای تولید این مقدار را نداشته است با خسارات ناشی از جنگ چگونه می خواهد به اهداف خود برسد؟! آیا استقلال در تولید و خروج از منظومه تصمیمات نفتی عربستان علت اصلی خروج امارات از اوپک، اوپک پلاس و اواپک است؟
آدرس غلط: تحولات بزرگ و آینده روشن
در حالیکه بسیاری از تحلیل گران از مواضع امارات در چند سال اخیر انتقاد می کردند و پس از شروع جنگ و برهم خوردن معادلات جهانی و منطقه ای، نقص بزرگ استراتژیهای امارات بیش از پیش نمایان شد این کشور تصمیم گرفت با خروج از سه سازمان نفتی علاوه بر نشان دادن تسلط خود به امور به نوعی راه خود را به عنوان کشوری دارای اهداف خاص، گسترده و با آینده ای روشن ترسیم کند و مقامات مختلف این کشور نیز با سخنرانیهای کوتاه و به اصطلاح تاثیرگذار و البته محطاتانه در همین راستا حرکت کردند اما واقعیت آن است که اقتصاد این کشور درجنگ آمریکائی/صهیونیستی با ایران به شدت ضربه خورده است علاوه بر نیاز فوری به بازسازی زیرساخت های انرژی در این کشور، سالها طول خواهد کشید تا امارات اعتماد سرمایه گذران را جلب نماید، ایران دیگر این کشور را دوست خود نداسته و عملا در تقابل با آنها قرار گرفته و هیچ احترامی برای این کشور قائل نیست، روابطی که معلوم نیست در چه زمانی مجددا حسنه شود، روابطی که امارات به عادی سازی آن به دلایل مختلف نیاز بیشتری دارد، سقوط بازارهای مالی در این کشور و خروج شرکت های بزرگ بین المللی همه و همه نشان از شروع دوره رکود در این کشور و آینده نه چندان با ثبات و مطمئن امارات است لذا نمیتوان برخلاف گفته های مسئولان امارات آینده چندان خوبی را تا سالها برای این کشور متصور بود.
خروج از پیمان های نفتی به نفع آمریکا
حقیقت آن است که خروج امارات ازسه معاهده نفتی مهم به خواست آمریکا و در راستای اهداف آمریکا روی داده است. آمریکا حالا می تواند کنترل بیشتری بر تولید و تعیین قیمت ها داشته باشد و نفت خود را در بازار آشفته انرژی به قیمت بهتری به فروش برساند ضمن آنکه به متحد محتاط خود عربستان ضرب شستی نشان داده و در جهت تضعیفش در اوپک گام برداشته و قدرت دشمن پنهانش روسیه را در اوپک پلاس هم به چالش کشیده است از سوی دیگر با احاطه به نفت ونزوئلا و حالا به نوعی امارات، قبل از دیدار رئیس جمهورش از چین ضمن نگران کردن چین در خصوص بازار انرژی از موضع قدرتمندی با آنها گفتگو خواهد کرد.
خطر فروپاشی در انتظار امارات
اگر سردمداران امارات به انتخاب استراتژیهای غلط خود ادامه دهند با دوخطر اساسی مواجه خواهند شد نارضایتی عمومی در پی مشکلات کشور که نتیجه تصمیمات و اشتباهات حاکمان است و اختلاف بین شیخ نشین ها در شورای حکام امارات بر سر تعیین استراتژیهای جدید و رهایی از مشکلات شوکه کننده در این کشور، حقیقت آنست که تصمیمات عجولانه و اشتباه و نوع حکمرانی پر خطای دستگاه تصمیم گیر این شیخ نشینان سران شیخ نشینهای دیگر را به تشکیک به صلاحیت تصمیم گیران انداخته است لذا بیم آن می رود این کشور از داخل با فروپاشی مواجه شود.
چرا نباید از تصرف امارات توسط ایران تعجب کرد؟
ایران سالهاست با تهدیدات و ادعای پوچ تملک جزائر ایرانی مواجه است و در حالیکه در مقابل گزافه گوئیهای امارات خویشتنداری نموده بود با خیانت غیر قابل بخشش آنها در جنگ رمضان مواجه شد امارات با کمک قابل توجه مالی و در اختیار قرار دادن امکانات خود به اسرائیل و آمریکا نقش ویژه ای در به شهادت رساندن مردم و مسئولان ایران ایفا کرد . وقتی ایران در جنگ رمضان تمام خطوط قرمز خود را رد شده دید با اقدامی شجاعانه و با طراحی دقیق کلیه کشورهای یاریگر صهیونیست را هدف قرار داد کاری که هیچکدام از این کشورهای خیانتکار باور آنرا نداشتند در حالیکه دنیا و کشورهای متخاصم از این اقدام ایران در شوک بودند ایران تنگه هرمز را به راحتی بست شوک دومی که اینبار نه تنها کشورهای متحد در حمله به ایران را مستاصل نمود که کل دنیا را در بهت فرو برد. این برخورد ایران در پاسخ به شرارت کشورهای متخاصم جای تعجبی باقی نمی گذارد که ایران ترسی از حمله همه جانبه به این کشور ندارد چراکه امارات به مثابه بخشی از سرزمین صهیونیستی/آمریکائی نیروهای متخاصم را رودررو و در نزدیکترین موقعیت جغرافیائی با ایران قرار می دهد. لذا عمق راهبردی دشمن در زمینه نزدیکی مرزهای جغرافیائی شرارت به مرزهای کشورمان قدرت مانور دشمن را زیاد می کند از اینرو تصرف سرزمین امارات که قبلا هم جزئی از ایران بوده است علیرغم هزینه های گزاف از هر منظری به صرفه است.
راه چاره ای هرچند سخت اما واقع بینانه
امارات متحده عربی تنها یک چاره هرچند سخت اما واقع بینانه دارد:
بازگشت به عقل و منطق با عذرخواهی رسمی از جمهوری اسلامی ایران، قطع کلیه همکاری ها با رژیم صهیونیستی و آمریکا، استفاده از قدرت ایران و وساطت پاکستان برای بهبود وجه تخریب شده و اتخاذ استراتژی های عملگرایانه با همکاری همسایگان و کشورهای اسلامی، ضمن آنکه باید این نکته را نیز در نظر گیرند که اتحاد مطلق با چین و روسیه ممکن است آنها را بیش از پیش ضربه پذیر نماید لذا باید رابطه ای محترمانه و عاقلانه با این دو کشور برقرار نماید.
امارات باید از خواب غفلت بیدار شود و با نگاهی به نقشه جغرافیائی خود قدرت خدادادی ایران را بپذیرد و از ادعاهای احمقانه در قبال خاک ایران دوری گزیده و ضمن جلب رضایت ایران به همکاریهای گستره با کشورمان در کلیه زمینه ها روی بیاورد و ضمن تقبل پرداخت غرامت به کشورمان به جبران اعمال شنیع خود در قبال مردم ایران بپردازد در غیر اینصورت باید شاهد پایان دردناک خود باشد.




