یادداشت/ بانکها از شوخی مارک تواین، تا وضع موجود
در کشاکش مبادلات و کنش های مالی جهان، کمتر نهادی همچون بانک را میتوان یافت که چنین متناقض، هم مورد تکریم باشد و هم مایه نکوهش.

به قلم رامین امینی زارع
در کشاکش مبادلات و کنش های مالی جهان، کمتر نهادی همچون بانک را میتوان یافت که چنین متناقض، هم مورد تکریم باشد و هم مایه نکوهش. بانک در یک نقش نگهبان رؤیا هاست و در نقشی دیگر، دستفروش یأس. طنزپرداز نامدار آمریکایی، مارک تواین، با همان تیزبینی نافذ همیشگی، این دوگانگی را با این جمله مشهور جاودانه ساخت: “A banker is a fellow who lends you his umbrella when the sun is shining, but wants it back the minute it begins to rain.” این گزاره که نقدی قطعی بر وامدهی ادواری است، جهانی را به تصویر میکشد که در آن اعتماد، کالایی صرفاً وابسته به اوضاع جوی است. با این حال، همینکه کالبد نظام مالی مدرن را میکاویم، درمییابیم که این کهنالگوی،گاه بدبینانه، با قدرت تمام، از سوی نهادهایی در جهان به چالش کشیده شده که دغدغه رشد فراگیر دارند و چتر معاملهگرانه را به یک کشتی جمعی بدل ساختهاند.
نظام بانکداری جهانی هماکنون در حال عبور از دورهای است که کارشناسان آن را بازآرایی «برتون وودز سوم» میخوانند و آمیزهای است از مراقبتهای پیچیده Macroprudential یا احتیاطی کلان. بانکهای مرکزی سراسر جهان با موجی از Deleveraging یا اهرمزدایی دستبهگریباناند و همزمان با ظهور پدیده Disintermediation یا واسطهزدایی از مسیر تأمین مالی غیرمتمرکز مواجه شدهاند. آمار شگفتانگیزی که این جابهجایی صفحات زمینساختی را نشان میدهد، سرعت گردش پول در عصر دیجیتال است: بر اساس گزارش بانک تسویه بینالملل، ترازنامه تلفیقی بانکهای مرکزی اقتصادهای پیشرفته در جریان مداخلات بحرانی اخیر به بیش از چهل درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یافته است؛ رقمی چنان عظیم که از تولید صنعتی تمام قارهها در طول قرن بیستم فراتر میرود. این واقعیت، جهانی را آشکار میکند که در آن نقدینگی، هم درمان است و هم بیماری مزمن اقتصاد مدرن.
در دل این فرش پرنقشونگار، شبکه بانکی ایران با ساختاری دوگانه از بانکهای دولتی و خصوصی شکل گرفته است. در بخش دولتی، بانک ملی ایران، بانک سپه، بانک مسکن، بانک توسعه تعاون، بانک صنعت و معدن، بانک توسعه صادرات ایران، بانک ملت، بانک تجارت، بانک صادرات ایران، بانک رفاه کارگران و پست بانک ایران قرار دارند. بانک کشاورزی اما در این میان حکایتی متفاوت دارد؛ این بانک، به عنوان یگانه نهاد تخصصی تأمین مالی بخش کشاورزی،نهادی دیرپا وخوشنام است که نقشی فراتر از یک بانک ایفا میکند. بانک کشاورزی با شبکهای از شعب که تا دورافتادهترین روستاها و نقاط مرزی کشور امتداد یافته، عملاً ستون فقرات مالی امنیت غذایی ایران است. کارکنان این بانک، از مازندران تا خوزستان و از آذربایجان تا سیستان و بلوچستان،آرام ونجیب، هر ساله میلیونها کشاورز خرد را با تسهیلات خرد و کلان همراهی میکنند تا چرخه کاشت، داشت و برداشت از حرکت بازنایستد. این حضور خاموش و مداوم، بانک کشاورزی را به نمونهای از یک نهاد مالی بدل کرده است. در بخش خصوصی نیز بانکهای پاسارگاد، اقتصاد نوین، پارسیان، سامان، سینا، سرمایه، شهر، دی، آینده، گردشگری، کارآفرین، ایران زمین، خاورمیانه، قرضالحسنه رسالت و قرضالحسنه مهر ایران فعالیت میکنند.
با این همه، تصویر واقعی نظام بانکی را نه در ترازنامهها و ساختارهای سازمانی، که باید در لحظات بحرانی جستوجو کرد. هنگامیکه همه درها بسته میشوند، شعب بانکها باز میمانند. در همهگیری کووید-۱۹، در حالیکه ادارات دولتی و بخش خصوصی تعطیل یا دورکار شده بودند، کارکنان شعب بانکهای ملی،کشاورزی، سپه، ملت، صادرات، پاسارگاد، پارسیان و دیگر بانکهای سراسر کشور، با حضور فیزیکی خود در باجهها، چرخه پرداختهای ضروری، حقوق بازنشستگان، یارانهها و تسهیلات حمایتی را فعال نگه داشتند. در سرمای استخوانسوز زمستان و قطعیهای گسترده برق و گاز، این کارمندان شعب در شهرها و روستاها بودند که با ژنراتورهای اضطراری، خدمات بانکی را بیوقفه ادامه دادند. در روزهای ناآرامی، باجههای بانکها، اغلب در میان گردوغبار و دود، آخرین سنگرهایی بودند که بسته نشدند. این حضور تخصصی و فداکارانه، که کمتر روایت شده، محل اتکای تابآوری اقتصادی در بحرانهاست؛ جایی که بانکدار از یک شغل فراتر میرود و به کارگزاری اجتماعی بدل میشود که امنیت معیشت شهروندان را در بدترین شرایط تضمین میکند.
ردپای محسوس این گستردگی نهادی و پایداری انسانی در ارقام نیز نمایان است. بر اساس «مرور سالانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» مجموع تسهیلات پیشبینیشده اعطایی از سوی شبکه بانکی کشور درسال مورد مطالعه به چند همت خواهد رسید. این برآورد بر پایه نرخ رشد مرکب سالانه، نشاندهنده تزریق نقدینگی عظیم به بخشهای مولد، فناوری و زیرساخت است و فاصلهگیری از ذهنیت چتراندوزیای را نشان میدهد که مارک تواین با چنان تمسخری به باد انتقاد گرفته بود. بانکدار امروزی در این چارچوب، دیگر نه یک دوست هواخواه هوای آفتابی، بلکه کنشگری است در ساختاری پیچیده که باید میان منافع سهامداران، الزامات نظارتی، نیازهای سپردهگذاران و حالا وظیفه سنگین پایداری در بحرانهای پیدرپی تعادل برقرار کند. در نهایت، هرچند طنز تواین، همچنان درخشش انتقادی خود را حفظ کرده، واقعیت بانکداری مدرن، چه در ایران و چه در جهان، از آن استعاره ساده عبور کرده و به سازکاری چندلایه بدل شده که در آن چتر، نه پسگرفته میشود و نه رایگان به دست میآید، بلکه در میانه طوفان، به دستان کارمندانی سپرده میشود که خود در معرض باران ایستادهاند. سخن آخر این که همه لایه ها و اقشار کارکنان و زحمتکشان مورد احترامند که رزقی پاک را درازای تولید ارزش افزوده در سپهر اقتصاد،می برند اما شاید قشر مظلوم،پاکنهاد وپرکار ومسوولیت کارمند بانک گاه به بوته نسیان سپرده و رنج و تلاش خاموش وگمنام آن دیده نمی شود .شاید روزی به نام “پاسداشت کارمند بانک” در تقویم کشور رخ بنماید.




