یادداشت؛فوتبال، دیپلماسی، عزت ملی و قوانین نانوشته …چرا تیم ملی فوتبال ایران نباید در جام جهانی ۲۰۲۶ در خاک آمریکا شرکت کند؟

نویسنده: علی زنداکبری

حدود چهل روز تا آغاز جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در سه کشور مکزیک، کانادا و آمریکا باقیمانده، اما هنوز تصمیم نهائی در خصوص حضور و یا عدم حضور تیم ملی فوتبال ایران در این تورنمنت گرفته نشده است و دولت باید به عنوان تصمیم گیر نهائی در این خصوص اقدام کند. البته به نظر می رسد دولتمردان منتظر سرانجام آتش بس و رویدادهای بعد از آن هستند تا با اطمینان بیشتری که کمترین ایراد را به آنها وارد می کند تصمیم لازم را بگیرند.
اما وقایع رخ داده تا به همین لحظه نیز می تواند کاملا روشن کند که حضور ایران در این رویداد اشتباهی بزرگ و استراتژیک است که باید به صورت واقعگرایانه به آن پرداخت.
نادیده گرفتن عزت ملی
نُه اسفند ۱۴۰۴ دولت آمریکا در اقدامی هولناک بلندپایه ترین شخصیت مذهبی و سیاسی کشور را در کنار خانواده اش و ده ها نفر از کارکنان زحمت کش ملی به خاک و خون کشید، این در حالی بود که از جنگ دوازده روزه به اینسو ایشان همواره به مخفی شدن در پناهگاه های فوق سری و با امنیت بالا متهم می شد. در همان روز و در حالیکه مردم در شوک آغاز جنگ بودند و کودکان محصل بی خبر از همه جا با حضور در کلاسهای درس درحال تحصیل علم و دانش بوده و اولیاء و مربیان مدارس در حال کنترل روانی و احساسی کودکان ونوجوانان بودند به ناگهان خبر حمله به دبستان و پیش دبستانی دخترانه شجره طیبه میناب و پسرانه رهپویان خلیج فارس دنیا را در بهت و حیرت فرو بُرد، ده ها دانش آموز به همراه معلمان، مربیان و تعدادی از والدین و مردم عادی در مظلومانه ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند با این حال شهادت دردناک و پرسوز عزیزان وطن توسط میزبان اصلی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ به حدی بود که بسیاری از کارشناسان اعم از حوزه های اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی جهان معتقد بودند از آنجا که مسابقات ورزشی بر اساس قوانین جهانی باید محلی برای اشاعه دوستی، صلح، رقابت منصفانه و عادلانه و احترام باشد و با توجه به حمله تجاوزکارانه آمریکا، میزبانی رقابت های جام جهانی فوتبال باید از این کشور سلب گردد، اتفاقی که رخ نداد و بر انجام آن در این کشور تاکید هم شد!
از لحاظ عرف بین المللی و براساس غرور ملی حضور در رویدادی جهانی در حالیکه بالاترین شخصیت مذهبی و سیاسی کشورمان به شهادت رسیده است به نوعی خودزنی و تائید شرارت عمل قبیح تجاوزکاران است، آیا ایران باید جنایت در حق مهمترین شخصیت مملکت را نادیده بگیرد؟ آیا این از بین بردن عزت نفس یک کشور نیست؟
از سوی دیگر باید به یاد داشت مسئولان ورزش مملکت که بارها بر سر دریافت ویزا توسط آمریکا تحقیر شده اند چرا باید با در نظر نگرفتن عزت ملی خود به نوعی به گدائی ویزا پرداخته و دریافت آنرا به تلاش برای حضور موثر برای نشان دادن زحمات ورزشکاران در صحنه بین الملل تعبیر کنند؟ آیا ویزائی که بر اساس عرف بین الملل برای ورزشکاران و هیئت همراه نشانه ای از میهمان نوازی و خوش آمدگوئی و احترام است باید برای ایران سلب شود؟ مسئولان چگونه راضی به حضور در مسابقاتی هستند که برگزارکنندگانش خود را صاحب منابع ملی این مملکت همچون نفت می دانند و داعیه از بین بردن تمدن و برگرداندن آن به عصر حجر را دارند؟ آیا برخورد با تیم ریاست فدراسیون فوتبال در کانادا بازی با عزت مردانی که جان خود را پای لانچرها برای دفاع از کشور به خطر انداختن نبود؟ شما که عاشق ورزش و فوتبال هستید لااقل کمی غیرت و عزت را از پهلوان عبدالله موحد که چند روز پیش از دنیا رفت یاد بگیرید مردی که سالها در آمریکا زندگی کرد اما حاضر نشد برای تیم هائی مربیگری کند که ورزشکار ایرانی را حتی در تشک کشتی شکست دهد. مردم هر شب در خیابان با زن و بچه و کودکان خردسالشان علیرغم همه مشکلاتی که دارند حفظ آبرو می کنند و شما برای چه چیزی اینقدر راحت با عزت ملی یک ملت بازی می کنید؟ حتی اگر جام جهانی را در خانه شیطان مجسم آمریکای تروریست تصاحب کنید آیا جبران قطره ای از خون کودکان میناب را کرده اید؟ آیا اگر کودکان شما جای این عزیزان بود بازهم دست به چنین عملی می زدید؟ جالب آنجاست که برای نشان دادن مثلا همدلی با امت، نام کاروان را میناب ۱۶۸ گذاشته اید!!!
آیا این تیم را می توان دوست داشت؟

تیم ملی فوتبال ایران در این دوره یکی از غیر محبوب ترین تیم های تاریخ فوتبال کشور است. سکاندار بزرگوار فوتبال مملکت، آیا در اوقات مختلف به تماشاگران فوتبال بی احترامی نکرده ای؟ راستی از پول هدر رفته از بیت المال در پرونده مارک ویلموتس چه خبر؟ آیا قلدرانه هنوز هم می گوئی قرارد او در جیبت است؟ آیا کسی می تواند سوال بپرسد تیم ملی را بر اساس چه معیارهائی به دست چه کسی سپرده ایم؟ آیا کسی از ارتباطات و حمایت های لیدرهای خاص با او اطلاعی ندارد؟ آیا صحبت های محمد مایلی کهن درباره او را خوانده اید؟ او که بارها در زمین مقابلش بازی کرده است و از بسیاری نکات با اطلاع. آیا حرف های او در فینال جام حذفی را ازیاد برده اید؟ استاد بزرگوار، آن اوقات سخنان آنچنانی می زنید حالا سنگ وطن به سینه؟!! چرا از نتایج ضعیف و افتضاحات تیم ملی همچون فتح جام جهانی سخن می گویید؟!! چرا از بازیکنی که تا دیروز کشاله به تماشاگران هم وطن خود نشان می داد و در انواع و اقسام حرکات حاشیه ای و زننده نقش اول را داشت حمایت می کنید؟ آیا واقعا کسی از مهدی ترابی پرسیده چرا مدتی از تیم ملی رفت و ناگهان به آن بازگشت؟ آیا دوستان باب اسفنجی فوتبال ایران با لباسهای میلیاردی و تتوهای چند ده میلیونی با حضور در اجتماعات شبانه تطهیر می شوند؟ چطور بازیگران چند ده میلیون دلاری شاغل در لیگ های عرب در اوج جنگ و در حالیکه همواره از منافع و امکانات ملی بهره برده اند و در حالیکه هموطنانشان آماج حملات وحشیانه متجاوزان با دلارهای نفتی همین شیوخ هستند در کنار این آل و آن آلِ خیانت کار عرب ژست می گیرند و دست می دهند و میخندند و فیلمش را استوری هم می کنند، طلبکارانه خود را شخصیت ملی می دانند؟! آیا همین مردمی که خون می دهند آنها را شخصیت ملی نکردند؟ آیا این دهن کجی به شخصیت یک ملت نیست؟ به راستی این تیم ملی جمهوری اسلامی ایران است؟! این همه ویترین سازی برای به دست آوردن چه چیزی است؟ ای کاش ما هم فوتبالیست بودیم و با خودنمائی در جام جهانی آمریکا آن هم در دوران پا به سن گذاشتن راهی به لیگ ایالت متحده برای اقامت و مهاجرت داشتیم! آیا با پولهای نجومی که در فوتبال ایران و از بیت المال گرفته اند و در دفاع از دریافت آن سینه سپر می کنند پلی برای گذراندن باقی دوران عمر در سرزمین آرزوها! نساخته اند؟ راستی از شهدای پل کرج چه خبر؟ آیا آنهائی که حقشان بوده واقعا به تیم ملی راه پیدا کرده اند؟ آقای عزیزی که با افت چشمگیر، سن بالا و بی باشگاهی عجیب غریبت و سپس ملحق شدن به یک باشگاه ناشناخته دوباره به تیم آمدی و همچنان هم کاپیتان، واقعا شایسته حضور در تیم ملی هستی؟ چرا باید عده ای با مجیزگوئی و ارتباطات درهای تیم ملی را همیشه به روی خود باز ببینند؟
راستی از آنهائی که به بهانه های مختلف سرود ملی کشورمان را نمی خواندند چه خبر؟
بهانه جدایی ورزش و سیاست
تناقض در رفتار مسئولان بین الملل ورزشهای جهان با کشورهای مختلف به امری متداول تبدیل شده کشورهای دارای سرمایه و روابط خاص به راحتی قوانین بین الملل را دور زده و همچون یک کشور عادی در همه رقابت ها شرکت می کنند بطور مثال پس از جنگ روسیه و اوکراین، کشور روسیه به عنوان شروع کننده جنگ در انواع رقابت ها کنار گذاشته شده و این در حالی است که رژیم صهیونیستی علیرغم جنایات مختلف درغزه و لبنان و حتی با به شهادت رساندن ورزشکاران مختلف و هنرمندان در هر رویدادی به دلخواه شرکت کرده و با ممانعتی مواجه نمی شود لذا رفتار دو گانه در اجرای حقوق بین الملل را نباید مستمسکی برای حضور در رویدادی قرار داد که میزبانش به کشتار ناجوانمردانه شهروندان کشورمان اقدام کرده است.
وقتی در قرعه کشی جام جهانی به ناگهان جایزه ای را برای اولین بار تعریف و به کودک کشی چون ترامپ اهداء می کنی آیا می شود ادعا کرد ورزش و سیاست از هم جداست؟!
بهره برداری تبلیغاتی آمریکا
وقتی مجیزگوئی که بیشتر شبیه رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای است تا رئیس یک فدراسیون بین المللی ورزشی ناگهان با تیم ملی در رختکن دست در دست حضرات عکس می اندازد و قبل از یک بازی تدارکاتی نه چندان مهم ناگهان در استادیوم ظاهر می شود و بارها به گفته خود مهدی تاج بر حضور تیم ملی فوتبال ایران تاکید می کند و سپس هم برای حضور ایران در قرعه کشی جام و سپس کنگره فیفا در کانادا آن تحقیرها را نصیب عزت ملی می کند، چرا اینقدر تشنه حضور تیم ملی در جام جهانی است؟ حضور ملی پوشان ایران در خاک آمریکا مسلما تیم ملی را در عمل انجام شده ای قرار خواهد داد و هر نوع رفتار زننده ای با تیمی که نماینده یک کشور است، فضای لازم برای سوء استفاده تبلیغاتی را به هر علت، توجیه و فضای تحقیرمناسبی را در اختیار آمریکائیها قرار خواهد داد اتفاقاتی که با هر قولی، از سوی هر مسئول داخلی و خارجی (حتی رئیس فیفا) تضمین لازم را از سوی یکی از بی ثبات ترین رئیس جمهوران تاریخ نخواهد داشت. پس چطور تیم ملیمان را به راحتی در موقعیتی خطیر برای سوء استفاده از منافع معنوی کشورمان قرار می دهیم؟ آیا بعد از تحمل فشارهای روحی و روانی غیرقابل پیشبینی بر تیم، این مجموعه قابلیت گذر از این بحرانها و تمرکز بر بازیهایش را خواهد داشت؟ آیا قادر به کسب نتایج ورزشی حقیقی و آبرومندانه خواهد بود؟ مسئولیت هر نوع بی اعتباری ملی در سطح بین الملل دقیقا بر دوش کدام بخش و چه اشخاصی خواهد بود؟
تقدیم اعتبار مضاعف به یک جام
بر اساس قوانین حقوقی و تشریفاتی بین المللی اعطای میزبانی هر رویدادی در هر زمینه، اعطاء اعتباری بین المللی برای آن کشور است چراکه از سوی اکثریت کشورهای جهان مقبولیت لازم برای برگزاری آن رویداد را کسب کرده است اما اگر آن کشور تا زمان برگزاری رویداد مورد نظر از قوانین بین الملل تعدی کند میزبانی از آن کشور سلب شده و به کشوری دیگر واگذار می گردد و در صورت لزوم رویداد مد نظر حتی در حد تغییر تاریخ به تعویق هم می افتد. با این حال این اقدام برای کشور آمریکا محقق نگشت و این کشور با سوء استفاده از این موضوع به بهره برداری از حضور ایران در کشور خود پرداخته است.
آمریکا حضور ایران را در جام جهانی و در حالیکه صدها بمب را بر کشورمان ریخته حاصل از حقانیت خود در اقدام به این جنایت می داند چراکه مگر می شود کشوری مورد تجاوز علنی کشور دیگر قرار گیرد و سپس خاک این کشور را محلی برای رقابتی منصفانه و صلح آمیز تائید و تقدیر کند؟ مگر نه اینکه ورزش محلی است برای تبلیغ احترام و صلح، پس چگونه است که کشوری که در اوج دو مذاکرات نزدیک به توافق به ناگهان حمله به کودکان بی گناه را آغاز و کودکان را به خاک و خون می کشد و به آن افتخار هم می کند را می توان منادی صلح و احترام و امنیت دانست؟
بی شک در تشریفات بین الملل حضور در هر کشوری برای مسابقه با آن کشور یا با سایر کشورهای دیگر تائید فعالیت های بین المللی آن کشور در تمام سطوح است و حضور ایران در خاک آمریکا در حال حاضر و در خاک کشوری که طی یک سال گذشته بارها کشورمان را هتک حرمت کرده است اعطای اعتباری فکر نشده و ذلت بار است.
خدشه به اتحاد ملی
پر واضح است که هر کشور و سیستم حکومتی، طرفداران و مخالفان خاص خودش را دارد و با توجه به حضور تعداد زیادی از مخالفان جمهوری اسلامی در کشور آمریکا حضور آنها در محل اسکان تیم ملی و در استادیوم های برگزاری مسابقات تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران فضائی برای تجمع و خودنمائی اپوزیسیون مخالف به وجود خواهد آورد با این وجود آیا در اختیار قرار دادن چنین فرصتی به ایشان ضربه ای به اتحاد ملی نخواهد بود؟ یادمان باشد که در هر خانواده ایرانی ممکن است سلائق مختلفی وجود داشته باشد و بعضا مهاجرانی به خارج از کشور رفته و به طبع شرایط در ضدیت با نظام و سلائق دیگر اعضاء خانواده و هموطنان خود باشند لذا به وجود آوردن فضائی برای ایجاد تفرق و تشدید رویارویی نظرات مخالف آن هم در خاک کشور متجاوز به ایران و با در نظر گرفتن اولویت های ملی امری خارج از عقلانیت و درایت است.
تنها راه حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶
عدم حضور در خاک کشوری که بارها به کشورمان در کلیه زمینه ها خصوصا حقوق ساده انسانی بی حرمتی کرده تنها راه حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ است. بازی های گروهی ایران باید در جائی به غیر از کشور متجاوز به خاک ایران صورت پذیرد و در صورت صعود ایران به مراحل بعد بازیها، دور بعد نیز باید در کشور مکزیک و یا در نهایت کانادا انجام شود ونه در خاک کشوری که به وضوح با ملیت ایرانی و منافعش ضدیت دارد. این نکته را خاطر نشان می کنم که عمده بازی های مرحله یک شانزدهم نهائی به بعد و تمامی بازی های دوره یک چهارم نهائی تا فینال همگی در کشور ایالات متحده برگزار می شود.
سخن آخر
آنهائی که اصرار دارند و موافق حضور تیم ملی ایران در جام جهانی فوتبال هستند بر فرض آنکه حتی مخالف نظام بوده و از شهادت قائد شهید نیز ناراحتی در دل ندارند اگر عزیزشان را به دلیل تجاوز جانیان عصرنو در این جنگ و یا جنگ دوازده روزه از دست داده بودند آیا باز هم حاضر به شرکت در این تورنمنت می شدند؟ آیا دید آنها نه نسبت به هموطنانشان بلکه نسبت به انسان های بی گناه و مظلوم و بی دفاعی که مظلومانه شهید شده اند اینقدر سطحی است که به خاطر چند روزی هیجان کاذب حاضر به بی حرمتی نسبت به شأن هموطنانشان هستند؟ آنها که با کشته شدن چند نفر به هر دلیل در هر کشور رگ گردنشان به نشانه ده ها علت صحیح و غیر صحیح متورم می شود و عکس پروفایلهایشان به رنگ پرچم کشور مزبور مزین می شود وقتی پای هموطنان خودشان به میدان می آید روزه سکوت می گیرند و بعد از ده ها روز به چند کلمه کلی و مبهم و چند عکس وایرال شده مجازی اکتفا می کنند، جز به خاطر مصلحت اندیشی و منافع شخصی هدف دیگری دارند؟ از آن بدتر حضور ناجیانی است که به راحتی اقدامات ورزشکاران مخالف کشور را نادیده گرفته و سعی در میانجیگری جهت حضور بازیکن خاطی در تیم ملی کشور هم دارند!! به نظر سفیران فرهنگی و ورزشی کشور باید کمی چشم از منفعت شخصی و صندلیهای ریاست و لابی گری برای اقوام و دوستان خود دست برداشته و به منافع معنوی مردمی چشم بدوزند که همواره در حال تحمل سخت ترین شرایط در جامعه بوده اند.
آنگاه که در دوران امنیت، تعدادی از افراد دستبوس و مجیزگوی و وطن پرست بوده اند و با بوسه بر پرچم ایران اسلامی غیرتمند خوانده می شدند و اعتبار کسب می کردند و در هر انتخاباتی حضور پیدا کرده و با کسب سهمیه مدارک علمی برای خود دست و پا کرده اند و کسب رای و منافع می نمودند و این خیابان و آن میدان و آن مجموعه ورزشی به نامشان می شد حال با چه مصلحتی دو چهره شده اند؟
هموطنان عزیز با هر مسلک و اعتقادی، به یاد داشته باشید حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی که میزبانش دولتی است که به راحتی قوانین بین الملل را نادیده گرفته و جنایات خود را توجیه می کند و مرزهای تاریخی ایران عزیز را هتک حرمت نموده و دم از نابودی تمدن و تاریخ ایران زده هیچ ارزشی جز نشانی از ضعف و ذلت ندارد.
راستی یادمان باشد قائد شهید هنوز به خاک سپرده نشده است.




