اخبار ورزشیاخباربرگزیدهفوتبالورزشیادداشت

پرویز قلیچ خانی؛ مردی که نخواست سلطان باشد

پرویز قلیچ خانی که سالها از بیماری سرطان معده رنج می برد و همزمان دچار آلزایمر هم بود در سن 81  سالگی درگذشت. او بی شک یکی از بهترین فوتبالیست های تاریخ فوتبال ایران است.

نویسنده : علی زند اکبری

پرویز قلیچ خانی که سالها از بیماری سرطان معده رنج می برد و همزمان دچار آلزایمر هم بود در سن ۸۱ سالگی درگذشت. او بی شک یکی از بهترین فوتبالیست های تاریخ فوتبال ایران است افتخارات او در تیم ملی ایران بی شک آرزوی هر فوتبالیسیتی است اما اتفاقاتی باعث دور شدن او از فوتبال و عدم تمرکزش برای ادامه راه پر افتخاری بود که همه برای او پیشبینی می کردند.

زاده محله صابون پزخانه تهران در ۸ آذر ۱۳۲۴ . خانواده ای زحمتکش و فقیر داشت پدرش کارگر کوره پز خانه بود و در کوچه‌های شهباز جنوبی قد کشید، عاشق والیبال بود ولی گرایش دوستانش به سوی فوتبال او را هم فوتبالی کرد.

شش سال در باشگاه کیان

کیان، نقطه شروعی طلائی

با تیم مدرسه ادیب قهرمان مدارس تهران شد و سپس به دبیرستان حکیم رفت و در آنجا نیز سه سال متوالی قهرمان تهران شد، قهرمانی هائی که او را بیش از پیش به فوتبال علاقه مند کرد. او در سال ۱۳۴۱ و در سن ۱۷ سالگی با ورود به تیم کیان فوتبال حرفه ای را آغاز کرد و طی شش سال حضور خود در این تیم نامی برای خود دست و پا کرد. بازیکن کوتاه قد و چغری که کسی زیاد به موفقیت او امیدی نداشت. پست اصلی او دفاع بود اما به راحتی در کارهای هجومی هم شرکت می کرد به همین علت اهالی فوتبال به او “کیانی شجاع”  لقب دادند.

شوت هایش زبانزد خاص و عام بود

ورود به باشگاه تاج و پاس

عملکرد عالی او خصوصا در جام ملت های آسیا در چشم متمولین باشگاه تاج را گرفت او در این تیم هم خوش درخشید ودر سال ۱۳۵۰ به قهرمانی لیگ ایران دست پیدا کرد. او فصل بعد را در یکی از تیم های نظامی آن زمان یعنی پاس گذراند اما نتوانست  قهرمانی فصل قبلش را تکرار کند و نائب قهرمان شد ولی به موجب بازیهای درخشانش از سوی مجله کیهان ورزشی فوتبالیست برگزیده سال شد هرچند اختلافاتش با سیستم مدیریتی تیم پاس باعث شد خیلی زود این تیم را هم ترک کند.

با لباس پرسپولیس

عقاب، دارائی و سرانجام پرسپولیس

پرویز قلیچ خانی طی مدت حضورش در سه تیم کیان، تاج و پاس به خوبی قدرت بازی خود در چند پست و بازی با هردو پا را به فوتبال ایران نشان داد لذا رفتن او به یکی از تیم های پرقدرت آن زمان برای او کار راحتی بود او به تیم عقاب کوچ کرد و دوفصل را در این تیم گذراند وسپس با دارئی به توافق رسید و آنجا نیز دو فصل را گذراند بازیهای او موجب علاقه پرسپولیس تیم مردمی و پرطرفدار به او شد هر چند بعدها فاش شد او به دلائل دیگری پرسپولیس را انتخاب کرد پس از یک فصل حضور با قرمزپوشان پایتخت به دلائل سیاسی/ شخصی پرسپولیس و ایران را ترک و به باشگاه سن خوزه ارث  کوئیکز در کالیفرنیای آمریکا رفت و در همان جا نیز از فوتبال خداحافظی کرد.

خصوصیات تکنیکی و تاکتیکی قدرت بازی خوانی قلیچ خانی در زمین فوتبال مثال زدنی بود او با قد ۱۷۳ سانتی خود قدرت بازی با هردو پا را به یک اندازه داشت وشوت های قدرتمندش زبانزد بود، هیچ پست فوتبالی برای او اذیت کننده نبود و فقط به خاطر قد و قامتش درون دروازه نایستاد! اما تقریبا تمام پست های داخل زمین را تجربه کرد او در زمان خودش بهترین بود ودر حالیکه بسیاری علی پروین را بهترین بازیکن ایران می دانستند، اما سلطان فوتبال ایران که تنها یک سال از او کوچکتر بود و پنج سال دیرتر از او به پیراهن تیم ملی رسید قلیچ خانی را در زمین فوتبال از هر لحاظ بالاتر از خود می دانست و بارها نیز به آن اذعان کرد.

پرویز قلیچ خانی ردیف اول، علی پروین ردیف آخر در حال دست تکان دادن و ناصر حجازی در کنار او

بازیهای ملی

پرویز قلیچ خانی ۶۶ بار برای تیم ملی فوتبال ایران بازی کرد و ۱۴ گل نیز برای این تیم به ثمر رساند اولین بازی خود را در سن ۱۹ سالگی برای تیم ملی در المپیک توکیو ودرسال ۱۹۶۴/۱۳۴۲ و در مقابل آلمان شرقی انجام داد. در ۲۱ سالگی و در بازیهای آسیائی ۱۹۶۶/۱۳۴۴ بانکوک مدال نقره را با تیم ملی کسب کرد . او منحصر به فردترین آمار فوتبالی را در سطح تیم ملی دارد جائیکه در سه دوره جام ملت های آسیا در سالهای، ۱۹۶۸/۱۳۴۷ ، ۱۹۷۲/۱۳۵۰ و ۱۹۷۶/۱۳۵۴ قهرمان آسیا شد و رکوردی تاریخی را به نام خود ثبت کرد. در قالب کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای آسیائی ۱۹۷۴ تهران مدال طلا را کسب کرد.

اما بزرگترین حسرت ورزشی اش عدم حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین به دلائل سیاسی بود هرچند مربی او حشمت مهاجرانی زیاد این موضوع را علت اصلی در نظر نمی گیرد عده ای می گویند چون او بعد از اعترافات اجباری(به دلائل سیاسی) در تلویزیون ایران به آمریکا رفت این شایعه ایجاد شد که به دلائل سیاسی یا دستور ساواک از بیم لجبازی یا سیاسی بازی او در این جام از رفتن به تیم ملی منع شده و البته عده ای نیز روابط حسنه رژیم نظامی آرژاتین با شاه را مزید بر علت می دانستند زیرا احتمال دستگیری او و بازگرداندن به کشور را از سوی دولت آرژانتین منتفی نمی دانستند.  او سرانجام در دیداری دوستانه با تیم ملی مجارستان از فوتبال ملی خداحافظی کرد و در آمریکا به کار خود ادامه داد. علیرغم حضور او در آمریکا انتظار می رفت که وی در جام جهانی ۱۹۷۸ شرکت داشته باشد، امری که البته محقق نشد.

 حشمت مهاجرانی مربی تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ و یکی از تحسین کنندگان او در گفتگوئی که چند سال داشت به این موضوع اشاره کرد که (( من او را به اردوی پارسن ژرمن دعوت کرده بودم و کسی هم از دستگاه امنیتی یا فدراسیون آقای اتابای برمن خرده نگرفت که چرا اینکار را کرده ام. از او خواستم تا بیاید و در یک بازی تدارکاتی حضور یابد تا از نزدیک او را ببینم منتها خود او نیامد و طبعا من هم دیگر او را به جام جهانی آرژانتین نبردم.))

به یادماندنی ترین گل بی شک به یادماندنی ترین گل قلیچ خانی گل قهرمانی ایران در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ در برابر رژیم اشغالگر قدس بود. این بازی که یکی از سیاسی ترین بازیهای تاریخ فوتبال ملی ایران است در ورزشگاه امجدیه آن زمان(شهید شیرودی حال) برگزار شد و حاشیه های فراوانی هم داشت. در حالیکه ایران یک بر صفر عقب بود ابتدا بازی را توسط گل همایون بهزادی به تساوی کشاند و در نهایت شوت قلیچ خانی پس از دریبل چند بازیکن ایران را برای اولین بار قهرمان جام ملت های آسیا نمود. او ابتدا تصور کرد توپ گل نشده ولی پس از آنکه بازیکنان ایران از خوشحالی بر سر او آوار شدند متوجه شد توپش به تور نشسته.

علی پروین یا پرویز قلیچ خانی؟ مساله اینست!

گرچه علی پروین همواره پرویز قلیچ خانی را بهتر از خود معرفی کرده است که از منش پهلوانی و ادب اوست لیکن پرویز قلیچ خانی هم همواره بازی پروین را ستایش می کرده است و این بحث هیچگاه دوستی این دو اسطوره را بهم نزد امیر حاج رضائی خطره ای جالب دارد، او می گوید:

“ما هر سه در یک تیم بازی می کردیم. علی خیلی پسر باهوشی بود. خیلی هم خوب بازی می کرد. قدرت مدیریت بالایی هم داشت. پرویز همیشه به او می گفت علی تو اگر دیپلم هم داشتی چه می شدی”

قلیچ خانی و سیاست

او همه چیز را در قالب ایدئولوژی تفسیر می کرد والگوی خود را در این مسیر جهان پهلوان تختی می دانست هر چند تنها تکه هائی از رفتار تختی را کپی کرد اما تختی برای او بتی بود برای نگاه به آینده، شنیده های او از تختی تاثیر ویژه ای داشت در حدود سال های ۱۳۴۰ گرایش های سیاسی او در منطقه تیردوقلو حدود ۶ ماه قبل از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در هیئت های مذهبی شکل گرفت گرایش های سیاسی او از همان اول متمایل به سیاسیون چپگرا بود.

نامه ای که ننوشته بود!

تیم شکر اسپور یکی از قدرت های آنزمان فوتبال ترکیه در سال ۱۳۴۶ و بنا به گفته کیهان خواهان دو بازیکن ایران جلال طالبی و پرویز قلیچ خانی بود آنها حاضر بودند ۱۶۰ هزارتومان برای یک فصل و نیم و ماهانه ۶۰۰ تومان به آنها پرداخت کنند.مقامات ورزش خواهان عدم رفتن آنها به ترکیه بودند چراکه آنرا برای نظام پادشاهی نمی پسندیدند لذا بدون اطلاع دو بازیکن نامه ای از جانب آنان در مطبوعات چاپ می کنند (( از آنجائی که قهرمانان و ورزشکاران عاشقانه به وطن و شاهنشاه خود عشق می ورزند، به خصوص علاقه ای که شخصا و فمیلا به وطن و شاهنشاه محبوب و طرفداران خود دارم، آیا می توانم با این همه علایق باطنی، ترک وطن کرده و این محبت ها و عشق ها را با پول معاوضه نمایم؟ من که نمی توانم، به خصوص که شاهنشاه آریامهرهمیشه و در هر موقع الطاف و مراحمشان شامل حال ما بوده و این بزرگترین پاداشی است که ما داریم و به همین دلیل درخواست کشورهای دیگری که با شرایط بهتر تقاضای انعقاد قرارداد با من داشتندنیز قبول نکردم.))

این نوشتار هیچگاه مورد تائید قلیچ خانی نبود حدود ۹ سال بعد در سال ۵۷ در نامه معروف خود در کیهان رسما اعلام کرد این نامه بدون اطلاع وی چاپ شده و خبری در مورد آن نداشته است.

نه کرنش کرد، نه بوسه زد

پس از اولین قهرمانی تیم ملی فوتبال در جام ملت های آسیا در تهران و برد تاریخی دربرابر رژیم اشغالگر قدس تیم ملی را به دیدار شاه بردند مسئول تشریفات دربار به بازیکنان شرح ملاقات را می دهد و اینکه باید به روال مرسوم دستبوسی از شاه صورت پذیرد کاری که توسط دو بازیکن صورت نگرفت: پرویز قلیچ خانی زننده گل تاریخی فینال و کاظم رحیمی بازیکن شاهین که بعدها کاپیتان پرسپولیس شد.

دستگیری و اعترافات اجباری

قلیچ خانی به روال جنبشهای دانشجوئی در آن زمان گرایشهای چپگرایانه داشت که البته از بیان آن هم ترسی نداشت. در سال ۱۳۵۰  قلیچ خانی در تیم پاس بازی می کرد و در همان سال در مقدماتی المپیک مونیخ تیم ملی با کویت بازی داشت که به خاطر امکانات کم تیم میزبان این بازی در یونان برگزار شد. طبق معمول خبرنگاران در هتل رفت و آمد داشتند  که در میان آنها هم عوامل امنیتی حضور داشتند. در این میان قلیچ خانی با تعدادی افراد سیاسی هم ملاقات هائی داشت و از آنها جزوات و کتاب هائی دریافت نمود که با خود به تهران آورد. چند روز بعد از بازگشت تیم، وی، مهدی لواسانی و اصغر شرفی بازداشت می شوند. اصغر شرفی پس از یک شب آزاد می شود اما دونفر دیگر در بازداشت می مانند قلیچ خانی تهدید می شود در صورت عدم همکاری و اعتراف خانواده اش مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. یک ماه بعد خبر در تلویزیون اعلام می شود و همان شب قلیچ خانی با چهره تاریخی ساواک، پرویز ثابتی در تلویزیون مصاحبه می کند و ضمن اعلام این مطلب که فعالیت سیاسی چندانی نداشته از شاه استدعای عفو می کند، شاه او و لواسانی را عفو می کند! قلیچ خانی همواره به خاطرآن مصاحبه ابراز پشیمانی کرده است.

انتقال به پرسپولیس

قلیچ خانی پس از این اعترافات همچنان توسط ساواک تحت فشار بود و در حالیکه در دانشسرای عالی ورزش تحصیل کرده و قصد داشت به تدریس بپردازد از سوی ساواک برای استادی دانشگاه منع شد و وقتی تصمیم گرفت به خارج از ایران برود پاسپورتی هم به او تعلق نگرفت تا فشارها بر او بیشتر شود. او از علی عبده و خوش نامی اش به عنوان یک کارآفرین با خبر بود و می دانست به خاطر چهره موجهی که دارد ارتباطات قوی هم با افراد متنفذ دارد از اینرو از او کمک می خواهد. عبده او را از دارائی به پرسپولیس می آورد و به عنوان انجام بازیهای دوستانه با تیم های خارجی برای او پاسپورت می گیرد. قلیچ خانی در پرسپولیس می درخشد و با این تیم نائب قهرمان فصل ۱۳۵۶-۱۳۵۵ می شود و چند ماهی نیز در تیم مربیگری هم می کند. ساواک که از محبوبیت پرسپولیس و مردمی بودن این تیم به خوبی آگاه بود باطل نمودن پاسپورت شخصیت معروفی مثل او را در تیمی با محبوبیتی بسیار بالا صلاح نمی دانست و از عواقب آن بیمناک بود لذا تصمیم گرفت تا با سهل گرفتن اعطای پاسپورت ها خروج مخالفان و دور نمودن آنها از کشور را کلید بزند.

نامه تاریخی شماره ۱۰۶۲۹ مورخ ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ در روزنامه کیهان

قلیچ خانی با گذر زمان و با درد مهاجرت به آگاهیهائی رسیده بود و طی نامه مهمی پرده از حقایق و آنچه که بر وی روا شده بود برداشت نامه ای که سعی کرد مطالبی از تاریخ را هم مدیریت کند تا شاید افرادی از سوی او آسیب نبینند:

“همانگونه که از عنوان این نوشته پیداست، قصد من در اینجا هیچگونه توجیه و یا صحه گذاردن بر عملی که در گذشته انجام داده‌ام نیست. آن عمل نه می‌تواند قابل توجیه باشد و نه اینکه اساساً کسی چنان توجیهی را از من خواهد پذیرفت. ضعف نشان دادن در برابر دشمن و خیانت نمودن به مردم به هر شکل و مقیاسی که بوده باشد، اصولاً نه تنها عملی نکوهیده و زشت است بلکه بالاتر از آن گناهی نیست.

من در این نوشته هرگز نخواهم گفت که این خیانت را آگاهانه و از پیش به منظور خاصی مرتکب شده‌‌ام. من هرگز نخواهم گفت که برای نجات از بند، بدین عمل زشت تن در دادم تا پس از رهایی با دشمن مبارزه کنم و یا سخنانی از این قبیل… نه چنین ادعاهایی هرگز وجود ندارد. واقعیت این است که من در یک لحظه شوم فریب دشمن را خورده و با طلب بخشایش نمودن از شاه، به خلق خود خیانت کرده‌ام. من ناجوانمردانه با عملی که انجام دادم همپای با دشمن لحظه‌ای مبارزات و از جان گذشتگی‌های آنان را عملاً به تمسخر گرفته و به نوعی بر کوره داغ آنان آب سرد تسلیم پاشیدم. آری، واقعیت این است که من در یک لحظه نفرت‌انگیز به خلق خود و دست‌آوردهای مبارزاتی‌اش خیانت نمودم و حقیقت هم این است که من اساساً خیانتکار نبوده و نیستم.

من نمی‌خواستم چون پای تا سرشکمان دیگر آلوده ننگ گردم. ذرات وجود من نمی‌توانست خودفروشی را تحمل نماید. ولی با این وجود در یک لحظه گیجی و گنگی و ماتی فریب دشمن را خوردم و به چنان عمل شرم‌آوری دست زدم.

من در ۱۳ آذر ماه ۲۴ در خانواده‌ای زحمتکش و از نظر فرهنگی – مذهبی در یکی از خانه‌های قدیمی محله صابون‌پزخانه جنوب تهران به دنیا آمدم.

دوران کودکی و دبستان را در میان خاک و خل بزرگ شدم و در دوران دبیرستان گرایش شدیدی به مذهب داشتم. نویسنده سپس به آشنایی خود به مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی به تفصیل اشاره می‌کند و از خاطراتش در روز ۱۵ خرداد ۴۲ یاد می‌کند که چگونه شاهد کشتار مردم بوده است. قلیچ‌خانی سپس می‌نویسد: در این سال به فوتبال روی آوردم و در سال ۴۳ پدرم به اتهامی واهی دستگیر شد و ۱۱ ماه دربند بود که اثرات بسیاری در روحیه من به جا گذاشت.

قلیچ‌خانی در قسمتی از نامه به دیدار معروف بعد از قهرمانی در جام ملتها اشاره می کند: وقتی تیم ایران اول شد اعضای تیم به اصطلاح شرفیاب گردیدند و در این شرف به باد دهی کلیه سرپرستان و مربیان و اعضای تیم تا کمر خم شده و بر دستان شاه بوسه زدند ولی من از انجام این کار خودداری کردم و به همین دلیل از سوی تیمسار خسروانی و هاشمی‌نژاد مورد بازخواست قرار گرفتم.

پس از مدتی وقتی از سوی یکی از دلالان فوتبال ترکیه از من و یکی از دوستانم دعوت شد تا با گرفتن مبلغ کلانی به ترکیه بروم، این مسئله را با قره‌گوزلو دبیر وقت تربیت‌بدنی در میان گذاشتیم اما فردای آن روز یک آگهی بدون اطلاع ما در روزنامه‌ها چاپ شد که به خاطر علائق به شاه‌دوستی و میهن پرستی حاضر به رفتن به ترکیه نیستیم. او دستگیر شدنش را چنین توضیح می دهد: در ۲۱ بهمن ماه ۵۰ حدود ساعت ۱۲:۳۰ نه نفر پس از گشتن خانه من را با خود به کمیته بردند. قلیچ‌خانی در این زمینه توضیحات کاملی می‌دهد که چگونه او را تهدید کردند و با تزریق چند آمپول او را منگ کردند و اضافه می‌کند: شخص هیکل‌داری به نام پرویز زنم را جلوی کمیته به من نشان داد و گفت اگر آنچه را که می‌گوییم انجام ندهی زنت را می‌آوریم داخل و متعاقبش شنیع‌ترین و وقیحانه‌ترین کلمات را بر زبان راند که قلم از نوشتنش شرم دارد.

با جام ملت های آسیا در کنار جلال طالبی

او همواره نسبت به اعترافاتش نادم بوده: سرانجام بدون آنکه بدرستی به عاقبت و نتیجه برگزاری این خیمه‌شب‌بازی ننگین فکر کرده باشم با تایید خویش به بر عهده گرفتن آن رل مسخره در خیمه‌شب‌بازی وقاحت‌آمیز مقام امنیتی رضا دهم و پس رضا دادم و ننگ.

قلیچ‌خانی اذعان میکند که بازیچه ساواک بوده و از او بهره برداری تبلیغاتی شده است او می گوید همواره علیه ساواک و اختناق مبارزه کرده و برای فرار از فساد و تبلیغ علنی علیه رژیم طاغوت تصمیم به مهاجرت می‌گیرد.

او اضافه می‌کند: هر بار که تقاضای گذرنامه می‌کردم به من نمی‌دادند اما زمانی که مبارزه علیه رژیم از سوی گروه‌های مختلف مردم به اوج رسید و حزب فاشیستی رستاخیز سر کار آمد و برای خلاصی از وجود مخالفین به آنها پاسپورت می‌داد، من هم فرصت را مغتنم شمردم و به آمریکا رفتم و چون نیاز به پول داشتم در تیم‌های آمریکا فوتبال بازی کردم و تا اینکه مسئله شرکت در مسابقات جهانی فوتبال «آرژانتین» پیش آمد و این فرصت مناسبی بود که من ماهیت رژیم را برملا سازم و ۱۰ روز قبل از مسابقات در یک مصاحبه تلویزیونی مطالبی علیه رژیم فاشیستی عنوان کردم و در مصاحبه با مطبوعات نیز بارها ماهیت این رژیم را برملا ساخت.

قهرمانی ها و رکوردهای انفرادی

قهرمانی در جام باشگاه های تهران با تیم تاج

فصل ۱۳۴۸-۱۳۴۷ و فصل۱۳۵۰-۱۳۴۹

قهرمانی جام باشگاههای آسیا با تیم تاج: ۱۹۷۰

قهرمانی لیگ ایران با تاج : ۱۳۴۹

قهرمانی جام میلز هندوستان با تاج : ۱۹۷۰ و ۱۹۶۹

۳ بار قهرمانی متوالی در جام ملتهای آسیا با تیم ملی ۱۹۷۶/۱۹۷۲/۱۹۶۸

قهرمان بازی های آسیائی با تیم ملی ۱۹۷۴

قهرمانی جام اکو با تیم ملی: ۱۹۷۰/۱۹۶۵

قهرمانی در جام کوروش : ۱۹۷۱

قهرمانی در جام ایران: ۱۹۷۴

افتخارات انفرادی:

حضور وقهرمانی در سه دوره جام ملت ها

حضور در سه دوره بازی های المپیک۱۹۷۶/۱۹۷۲/۱۹۶۴

حضور در تیم منتخب آسیا ۱۹۶۷

مرد سال فوتبال ایران در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۴۴

سرداری که نخواست سلطان شود

بعد از پیروزی انقلاب و درسال ۱۳۶۳ به ایران بر می گردد اما دوباره ترک وطن نموده و به فرانسه می رود وی ۲ خرداد ۱۴۰۵ براثر سرطان معده در فرانسه از دنیا می رود درحالیکه به آلزایمر هم مبتلا بوده است.

پرویز قلیچ خانی همانطور که بارها گفته بود در خانواده ای فقیر رشد کرده بود و از مظالم اعمال شده به خود و خانواده اش همواره ناراحت بود خصوصا دستگیری و زندان چند ماهه پدرش. او که خود را در شناخت راهش تنها می بیند دست به انتخابهای اشتباه زیادی می زند و در نتیجه به جای بسط و تمرکز استعداد ورزشی اش در کوره راه سیاست گم می شود. سیاست همچون ویروسی فراگیر تمام زندگی پر امید او را در بر میگیرد و به تباهی می کشد. او بی شک از بهترین های فوتبال ایران است و نیازی به  تعریف و تمجید ندارد اما ای کاش با گزینش بهتر در کنار مردم کشورش سند درخشانتری را در فوتبال و تاریخ ورزشی کشور به نام خود ثبت می کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا